رمان عاشقانه

رمان موسرخه و ارباب اتابک

دانلود رمان موسرخه و ارباب اتابک از رویا رستمی

رمان موسرخه و ارباب اتابک
رمان موسرخه و ارباب اتابک

دانلود رمان موسرخه و ارباب اتابک از رویا رستمی با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا نسخه کامل با ویرایش جدید و لینک مستقیم

با ما باشید با مو سرخه و ارباب اتابک داستان دختری با موهای سرخ به نام روناک، که در روستا به او لقب جادوگر داده اند، و به زور او را زن ارباب اتابک می کنند، در شب عروسی اش زن اول اتابک فوت می کند و عمارت اتابک آتش می گیرد و همه به این باور می رسند که روناک یک جادوگر است، اما چون اتابک از زن اولش توران که به شدت عاشقش بوده فرزندی نداشته، با ورود روناکی که نمی خواهد در …

خلاصه رمان موسرخه و ارباب اتابک

کنیزک مخصوص زن اولش با گریه گفت: خانم مردن، بالاخره دق کردن و مردن … انگار روح از تن اتابک جدا شد … به سمت اتاق زن اولش دوید … کنیزک چشمان درشت وحشتناکی داشت صدایش می زدند آهو جان … تیز به روناک نگاه کرد … دختره ی شوم، از اول گفتم مو قرمزا شومن، مرگ آوردی تو این خونه … به سرعت عمارت از شب عروسی، تبدیل به شب عزا شد.

آهو جان به عمد او را به داخل هول داد … دستانش آنقدر قدرت داشت که محکم از پشت روی زمین افتاد … فورا در را پشت سرش بست … زود خودش را جمع و جور کرد و بلند شد … با مشت به در کوبید … ولی آنقدر سروصدا بود که صدا به صدا نمی رسید … سروصدای سگ ها هم بلند شده بود … کنار در ماند … از جایش جم نخورد … دلش با اتابک و همسر اولش بود … یعنی واقعا قدمش نحس بود … دقیقا باید شب عروسیش این زن می مرد؟ البته بد هم نشد … دیگر هوو نداشت!

ولی مگر قرار نبود آب ها که از آسیاب افتاد فرار کند؟ می خواست خودش را به شهر برساند … جایی پیدا کند … همراه با کاری … مثلا خیاطی را بلد بود … می توانست خیاطی کند و با پولش درس بخواند … چندسال که بگذرد بالاخره ارباب اتابک بی خیالش می شود … زن سومش را میگرفت … او که شوهر نمی خواست … فقط می خواست خانم دکتر شود … عین دخترخاله اش … او هم روستایی بود … ولی شوهرخاله اش یک نجار ساده ی شهری … یک بار که به روستا آمده بود …

توجه: فایل جهت ویرایش حذف شد!

اطلاعات رمان موسرخه و ارباب اتابک

نام رمان : موسرخه و ارباب اتابک
نویسنده رمان : رویا رستمی
ژانر رمان : عاشقانه , اربابی
ملیت رمان : ایرانی
ویرایستار رمان : سایت رمان بوک
تعداد صفحه رمان : 343
با عضویت در کانال تلگرام ، سوپرایز های بهتری دریافت کنید
اگر شما نویسنده این رمان هستید، میتوانید درخواست حذف ارسال کنید
برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن